بمونم رو نیزه ها سر ببین م؟بمون م منو بی معجر ببین حسین....

خرید بک لینک
نشسته ام روی پله های حیاط و دارم به درخت های تو ی باغچه نگاه میکنم....انگار در درونم کسی دارد دفن می شود....باد موهایم را به بازی می گیرد....فکر می کنم همه چیز مرتب است...همه چیز خوب است...اما حقیقتش بمونم رو نیزه ها سر ببین م؟بمون م منو بی معجر ببین حسین.......

ما را در سایت بمونم رو نیزه ها سر ببین م؟بمون م منو بی معجر ببین حسین.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 231 تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1398 ساعت: 15:00

اینجا دختری است که حتی توی کوچه پس کوچه های ذهنش به تو که می رسد دلش گرم می شود...انگار به یک تکیه گاه امن رسیده باشد...یک پناه گاه امن و محکم....ممنون....ممنون...برای تمام روزهایی که آغوشت شد حائل بی بمونم رو نیزه ها سر ببین م؟بمون م منو بی معجر ببین حسین.......

ما را در سایت بمونم رو نیزه ها سر ببین م؟بمون م منو بی معجر ببین حسین.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 216 تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1398 ساعت: 15:00

روح م درد می کند....هر چه می بینم و می شنوم می شوم درد....زخم می شود بر روح م...زخمی عمیق....هر چه نزدیک تر می شوم به آخر...انگار این قصه تکرار همان قصه ی قبلی بود....تکرار و تکرار و تکرار....

قبل تر ها فکر می کردم اگر ختم صلوات م برسد به هزارمینش اجابت می شود دعایم....خداهه این با تو بوداااااا

دلم پیش مهربانی های خانوم جان مانده....انگار دیگر آرام گرفته و دلتنگ پسر کوچکش نیست.....

بمونم رو نیزه ها سر ببین م؟بمون م منو بی معجر ببین حسین.......

ما را در سایت بمونم رو نیزه ها سر ببین م؟بمون م منو بی معجر ببین حسین.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 216 تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1398 ساعت: 15:00

بعد از چهار سال برایم زنگ زده بود.....نشناختم اولش...با کلی خبر آمده بود..گفت دفتر زده ام...درگیر مقاله پایان نامه ی ارشدش بود....ازدواج کرده بود و خانواده ی کوچکی داشت......از شیطنت های پسر کوچکش گفته بود......دنبال کارهای مهاجرتشان بود....و توی یک جشنواره شرکت کرده بود و خبر چاپ کتابش را می دهد...گفت بیا ببینمت...قیافه ات که عوض نشده....گفت نبات تو چی؟چه خبر؟....من سکوت...من مثل پارسال...مثل دو سال پیش....مثل سه سال پیش...و من از همه ی این ملاقات ها فرار می کنم....

بمونم رو نیزه ها سر ببین م؟بمون م منو بی معجر ببین حسین.......

ما را در سایت بمونم رو نیزه ها سر ببین م؟بمون م منو بی معجر ببین حسین.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 210 تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1398 ساعت: 15:00

و امشب به اندازه تمام غم بشریت رو دلم غم نشسته....

بمونم رو نیزه ها سر ببین م؟بمون م منو بی معجر ببین حسین.......

ما را در سایت بمونم رو نیزه ها سر ببین م؟بمون م منو بی معجر ببین حسین.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 208 تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1398 ساعت: 15:00

امروز آخرین روز اعتکاف است....اعتکاف...امسال برای بودن یک مریضی ناشناخته کرونا اعتکاف نداشته ایم..شاید اگر کرونا هم نبود من دل م به رفتن نبود......خداهه دیشب یک غم بزرگی توی دلم نشست....یک غمی از جنس بمونم رو نیزه ها سر ببین م؟بمون م منو بی معجر ببین حسین.......

ما را در سایت بمونم رو نیزه ها سر ببین م؟بمون م منو بی معجر ببین حسین.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 218 تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1398 ساعت: 15:00

صفحه بندی